دخترک

روزانه

Friday, July 01, 2005

ورقه رو برگردون
شايد پشت اين برگه سياه و خط خطي سفيد باشه
.شايد زير سايه سياه درختهاي اون صفحه يک آدم سفيد سفيد وايستاده باشه.
آره برق چشماش تو تاريکي ميدرخشه مثل يه گرگ...
اما اون نمي خواد منو پاره پاره کنه فقط دلش ميخواد نگام کنه.
با اشکهام اشک بريزه و با خنده هام قهقهه بزنه....
آره اون اونجاست با کفشهاي لنگه به لنگه و با دو تا چشم براق و شيطون وبا يه دل مهربون و با يه مغزه ۲ کيلويي که زده رو دست انيشتين....چه فکراي بامزهاي تو ابر بالاي سرش مي بينم....
.اما بهش مي خندم چون اونا فقط در حد روياست...
.مگه مي تونه منو عاشق کفشهاي لنگه به لنگش کنه؟؟؟؟
من خودم يه عمريه که کفشام لنگه به لنگه بوده ...
خب چيزاي تکراري جذبم نمي کنه!!!!!!!!!!!!
چرا پس هي بهم مي خنده؟؟
آها ... حتما مي خواد بهم بگه که دخترک ما هر دومون لنگه به لنگه ايم.....
شايد مي خواد بگه پشت صفحه رو هم نگاه کن .....
هر چند که خط خطيها از اينورش کمي معلومه اما اينور سفيدتره.......
يعني برگه رو ورق بزنم؟؟؟
سفيد بهتره يا سياه؟؟؟؟
سياه هم قشنگه ها اما ......
سفيد رو خودم مي تونم با مداد رنگي هام رنگ کنم.......آبي ... بنفش... طلايي.... آخ جون سفيد.....
هي رنگ خواب هام آبي ي ي ي ي ... بنفش ش ش ش ش... طلايي ي ي ي ي ي ي ي



دخترک آبي

0 Comments:

Post a Comment

<< Home