یه کلاغ بی دمپایی اومده بود لب پنجره اتاقم ... بهش چشم غره رفتم .اما اون خیلی عاشقانه نگاهم کرد.
گفتم چیه؟ چته؟
گفت:من چیزیم نیست مثل اینکه تو یه طوریتهگفتم میدونی؟ آخه من دلم می خواد عین تو غار غار کنم تا شاید اون بشنوه
گفت: هه!!!!!!! چقدر ساده ای دخترک اون اگه می خواست همون اول اولا می شنید... عزیزم قصه نخور تو همه تلاشت رو کردی و الان به این فکر نکن که اشتباه کردی
گفتم: آخه می دونی؟ ؟؟؟... نه نمی دونی.... هیچ کس نمیدونه......خودمد شاید دیگه ندونم .... میدونم؟؟؟؟ ا ا ا ..... نه منم که دیگه نمی دونم ... چقدر زود..... دیگه نمیدونم؟؟؟کلاغ خوشگلم میدونی اون چی گفته؟؟
اون گفته که" همه حالشون بده"اما من که همه نیستم من حالم بده؟؟
کلاغ گفت: یه دمپایی داری به من بدی؟؟؟گفتم: مال خودم نیست اما می تونم بهت غرض بدم اما فقط غرضاااااااگفت: نه هر وقت مال خودت پیدا شد میام ازت می گیرم مال کس دیگرو نمی خوام
گفتم: پس نیا دیگه چون دمپاییم رو خودم قایم کردم یه جایی که نمی خوام بدمش به کسی حالا هم برووووووووووووووووووووو......................
اونم عصبانی شد... غار غار هم یادم نداد و رفت
باز که من تنهام که
.
.
.
دخترک دمپاییها
گفتم چیه؟ چته؟
گفت:من چیزیم نیست مثل اینکه تو یه طوریتهگفتم میدونی؟ آخه من دلم می خواد عین تو غار غار کنم تا شاید اون بشنوه
گفت: هه!!!!!!! چقدر ساده ای دخترک اون اگه می خواست همون اول اولا می شنید... عزیزم قصه نخور تو همه تلاشت رو کردی و الان به این فکر نکن که اشتباه کردی
گفتم: آخه می دونی؟ ؟؟؟... نه نمی دونی.... هیچ کس نمیدونه......خودمد شاید دیگه ندونم .... میدونم؟؟؟؟ ا ا ا ..... نه منم که دیگه نمی دونم ... چقدر زود..... دیگه نمیدونم؟؟؟کلاغ خوشگلم میدونی اون چی گفته؟؟
اون گفته که" همه حالشون بده"اما من که همه نیستم من حالم بده؟؟
کلاغ گفت: یه دمپایی داری به من بدی؟؟؟گفتم: مال خودم نیست اما می تونم بهت غرض بدم اما فقط غرضاااااااگفت: نه هر وقت مال خودت پیدا شد میام ازت می گیرم مال کس دیگرو نمی خوام
گفتم: پس نیا دیگه چون دمپاییم رو خودم قایم کردم یه جایی که نمی خوام بدمش به کسی حالا هم برووووووووووووووووووووو......................
اونم عصبانی شد... غار غار هم یادم نداد و رفت
باز که من تنهام که
.
.
.
دخترک دمپاییها

0 Comments:
Post a Comment
<< Home