دخترک

روزانه

Tuesday, March 01, 2005

تو حیاط پشتیتون یه درخت داشتین یادته مامانت همیشه یه تاب کوچولو برامون میبست ؟ اونوقت همیشه تو می ذاشتی که من اول سوار بشم ....
منم تا ده میشمردم اونوقت فریاد می زدم که آهای نگه دار نگه دار نوبت تو شده
........................
...................
..............
چرا وقتی کوچولو بودیم انقد هوای بقیه رو داشتیم ؟
چرا الان همش به فکر خودمونیم؟چقدر هی سوال دارم مثل موقعی که می خوام برم دستشویی هی خودمو نگه می دارم که دیرتر برم و بقیه فیلم رو ببینم
الانم همونجوری شدم یه عالمه حسهای عجیب دارم که می خوام نگهشون دارم که بقیه این زندگی خوشگل رو ببینم که چی می خواد بشه
اون می گفت باید تو عشق آدم خودشو رها کنه
راست می گه؟
نمی دونم شاید این مال اونه شایدم یه روزی این حس منم بشه خب
دلم می خواد همه سوالام جواب راس راسی داشته باشه


دخترکی که فوضولیش درد گرفته

0 Comments:

Post a Comment

<< Home