وقتی لنگه های دمپائیت همدیگر رو دوست نداشته باشن
هی سعی می کنن که از هم دور بشن
اونوقت میدونی چه بلایی سر تو میاد؟
انقدر دمپای ها از هم دور می شن که تو یا از وسط جر می خوری یا تعادلت رو از دست میدی و با مخ می خوری زمین
مثل من و اون که مثل دو تا دمپایی بودیم تو پای زندگی من
اما من اون یکی لنگه رو دوست داشتم برا همین هی میرفتم طرفش
اما
اون هی فرار می کرد
برای همینم هی این زندگی بدبخت من میشلید
و
هی می رفت طرف اون........
اون خودش یه لنگه دیگه داشت که خیلیم دوستش داشت
و نمی خواست پای زندگی خودش بشله
.......................
برا همینم رفت
حالا زندگی دخترک پا برهنست تو این برف و سرما
یه لنگه دمپاییش که نیست اون یکی لنگه هم راه نمی خواد بره دیگه
............. یخ زدم
دخترک بی لنگه که از زرد خیلی بدش میاد
هی سعی می کنن که از هم دور بشن
اونوقت میدونی چه بلایی سر تو میاد؟
انقدر دمپای ها از هم دور می شن که تو یا از وسط جر می خوری یا تعادلت رو از دست میدی و با مخ می خوری زمین
مثل من و اون که مثل دو تا دمپایی بودیم تو پای زندگی من
اما من اون یکی لنگه رو دوست داشتم برا همین هی میرفتم طرفش
اما
اون هی فرار می کرد
برای همینم هی این زندگی بدبخت من میشلید
و
هی می رفت طرف اون........
اون خودش یه لنگه دیگه داشت که خیلیم دوستش داشت
و نمی خواست پای زندگی خودش بشله
.......................
برا همینم رفت
حالا زندگی دخترک پا برهنست تو این برف و سرما
یه لنگه دمپاییش که نیست اون یکی لنگه هم راه نمی خواد بره دیگه
............. یخ زدم
دخترک بی لنگه که از زرد خیلی بدش میاد

0 Comments:
Post a Comment
<< Home